تبلیغات
برترین وبلاگ سرگرمی, عکس و دانلود Darkwood - جواب چهـــار نفـــر مـــرا سخــت تکــان داد!

ابو سعید حسن ابن سیار از زاهدان برجسته صدر اسلام گفت:


جواب چهار نفر مرا سخت تکان داد:


- اول مرد فاسدی از کنار من گذشت و من گوشه لباسم را جمع کردم تا به او نخورد. او گفت: ای شیخ تنها خدا می داند


که فردا حال ما چه خواهد بود!

- دوم مستی دیدم که افتان و خیزان راه میرفت به او گفتم: قدم ثابت بردار تا نیفتی. گفت: تو با این همه ادعا قدم ثابت


کرده ای ؟




سوم کودکی دیدم که چراغی در دست داشت. گفتم این روشنایی را از کجا آورده ای؟ کودک چراغ را فوت کرد و آن را


خاموش ساخت و گفت: تو که شیخ شهری بگو که این روشنایی کجا رفت؟




- چهارم زنی بسیار زیبا که درحال خشم از شوهرش شکایت می کرد. گفتم: اول رویت را بپوشان بعد با من حرف بزن.


گفت: من که غرق خواهش دنیا هستم، چنان از خود بیخود شده ام که از خود خبرم نیست. تو چگونه غرق محبت خالقی


که از نگاهی بیم داری؟

برچسب ها: ابو سعید حسن ابن سیار ، زاهدان ، صدر اسلام ، داستان ، کوتاه ، آموزنده ،

توپ گیمز

Auto Forwarding .......